همیشه هر شروعی یه پایان داره.
دیر یا زود داره اما هیچ چیز توی این دنیای فانی از این قاعده مستثنا نیست.
ما مخلوقات ساکن این کره ی خاکی در بند زمان اسیریم و گذر زمان هر لحظه زندگیمونو دستخوش تغییرات زیادی میکنه.
هر روز ، روز شروع یک کار ، روز سلام های جدید و آشنایی های نو ؛ و در مقابل ، پایان یک ماجرا ، یک دوستی و یک زندگی برای نوع بشره.
هر اولین روزی ، دیر یا زود یه آخرین روز هم به دنبال داره.
.
.
.
امروز واسه من یه آخرین روز غم انگیز و به یاد موندنی بود!
یه خداحافظی نه چندان خوشایند.
خداحافظی غریب با دوستان همدانشگاهی.
دوستانی خوب
که شاید تا آخر عمر دیگه هرگز هم رو نبینیم.
دوستانی که چندین سال با هم زندگی کردیم ، خندیدیم ، غصه خوردیم ، با مشورت هم برای مشکلات راه حل پیدا کردیم و حالا با لبخندی غم انگیز ، با یک خداحافظی ساده ، هر کدوم به سوی زندگی خودمون روانه شدیم.
تا شاید یه روزی ...
یه جایی ...
یه جوری ...
باز همدیگه رو ببینیم.

این روزا اما دیگه رفته و نزدیک بودنمون شاید ...
شاید با گذر زمان...
اما باز ، یه روز تازه در راهه و آشناییها و دوستیهای نو.
.
.
.
رسم روزگار همینه.
و ما هم از اهالی همین روزگاریم.
+ نوشته شده توسط مائده در دوشنبه هفدهم تیر 1387 و ساعت
20:41 |