تبليغاتX
هر روز یه فکر جدید
روز شنبه ۸ فروردین ۸۸ اگه خدا این بار اجازه بده و لایق بدونه قراره بعد گذروندن اونهمه غم طلبیده نشدن  برم پیشش

یاد پستی افتادم که با هزاران ذوق توی اسفند ۸۶ (!!!) گذاشته بودم :

http://inmymind1363.blogfa.com/post-76.aspx

 

قربون خدا و حکمتاش برم. الان فکر میکنم خیلی خوب شد که اونموقع اعزام نشدم و مهر برگشت خورد روی پیشونیم 

خدایی خیلی گریه کردم بعد از اینکه تا روزای آخر اعزام پیش رفته بودم و یهو به خاطر شلوغ بودن ایستگاههای پروازی به من و ۶ تا دیگه از بچه های دانشگاهمون گفتن خداحافظ شما!!! و اصلا معلوم نبود که بعدش درست میشه یا اینکه فرصت از کف رفت!

معنای خوف و رجاء رو چند ماه با تموم پوست و استخونم حس کردم و خود خدا میدونه که چقدر گریه کردم.

خیلی از دختر و پسرای دانشگاهمون پارسال توی مکه یادم کردن و بهم لطف داشتن. امیدوارم امسال بتونم ذره ای از خوبیاشونو جبران کنم:

نفیسه  - نازلی الناز - فائزه - زهرا - مریم - حامد و سینا که واسه همه شون "مقام ابراهیم" رو نشونه کرده بودم. موندم چطوری جبران کنم این لطفشونو که کنار مقام ابراهیم واسم نماز خوندن!!!!!!!

امیدوارم خدا به بزرگواری خودش بهترینا رو بهشون بده.

شاید تا قبل رفتنم بازم حرفی زدم و شایدم موند تا وقتی برگردم باز.

به هر حال حلال کنین و التماس دعا

راستی : سال نو هم مبارک

 

 

+ نوشته شده توسط مائده در چهارشنبه پنجم فروردین 1388 و ساعت 12:37 |
آمار زير از تاريخ 29 مرداد ماه 1385 مي باشد